![]() |
![]() |
|
| اللهم عجل لولیک الفرج وجعلنی من خیر اعوانه ی و انصاره ی و اتباعه ی وشیعته و المستشهدین بین یدیه |
|
"الهی و ربی من لی غیرک.." رفت سجده. دعا تمام شد. بلند نشد...
*********************************** امده بود خداحافظی.شربت اوردم.گفتم:" بنوش!شربت شیرین شهادت..." خندید . خورد و رفت و برنگشت... *********************************** گفته بودم بزند به بچه ها که می روند عملیات خوش بو باشند!.......... لب ارودند ایستاده بودم برای بدرقه ی بچه ها. یکی یکی بغلشان می کردم،می بوسیدمشان،گریه می کردیم. باد از طرف اب می امد می زد به صورتمان،چه بوی خوشی داشت. علی امد گفت:"بگیر حاجی این عطر تو. هر کار کردم درش باز نشد."
اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 23:55 توسط نی لبک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است |
|
RSS
|