تبليغاتX
نی لبک عشق
اللهم عجل لولیک الفرج وجعلنی من خیر اعوانه ی و انصاره ی و اتباعه ی وشیعته و المستشهدین بین یدیه

          کنارش نشسته بودم سن و سال زیادی نداشت.کمیل می خواندیم

"الهی و ربی من لی غیرک.."

رفت سجده. دعا تمام شد. بلند نشد...

 

 


***********************************

 

امده بود خداحافظی.شربت اوردم.گفتم:" بنوش!شربت شیرین شهادت..."

خندید . خورد و رفت و برنگشت...

 

***********************************

 

هنوز دارمش؛یک شیشه ی عطر کوچک.داده بودمش به علی.

گفته بودم بزند به بچه ها که می روند عملیات خوش بو باشند!..........

لب ارودند ایستاده بودم برای بدرقه ی بچه ها.

یکی یکی بغلشان می کردم،می بوسیدمشان،گریه می کردیم.

باد از طرف اب می امد می زد به صورتمان،چه بوی خوشی داشت.

علی امد گفت:"بگیر حاجی این عطر تو. هر کار کردم درش باز نشد."

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 23:55  توسط نی لبک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است

نوشته های پیشین
خرداد 1388
مهر 1387
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
فروردین 1384
پیوندها
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
بازمانده ي تنها(سيد محمد انجوي نژاد)
یه عاشق دیوونه
امتداد
المهدی طاووس الاهل الجنه
دست نوشته های سید مهدی شجاعی
پرواز تا خدا
ارمیا
فریاد سکوت
شميم يار
یک سبد ارزوی کال
فریاد من
نمک
انتظار فرج
چشمه ی آفتاب
مین و من
جوانان منتظر المهدی
روح و ریحان
لوح
خیبر شکن
ترنم انتظار
خاطرات جبهه
علمدار
ترانه ی سحری
بهشت رضوان
کامران نجف زاده
پایگاه اینترنتی سبز سرخ
واحد تدارکات خواهران(وبلاگ ابجی های با حال کانون)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM