![]() |
![]() |
|
| اللهم عجل لولیک الفرج وجعلنی من خیر اعوانه ی و انصاره ی و اتباعه ی وشیعته و المستشهدین بین یدیه |
|
بگذار این سالهای حرام بگذرد...
پدر هم رفت و دید و نیندیشید.مادر هم.دوست و اشنا و همه ی کس و کارت.تو اما نرفته ،دیده ای و اندیشیده ای.تلویزیون مدام نشانش می دهد.دوربین ها مدام تصویر اشفته ی رها شده در بادش رامی گیرند،ومردمان مدام نمی بینند سرخی نشسته بر پیشانی گنبد را. از خواهرت که می پرسی می گوید که برای سرخی خونش است و فکر که می کنی می بینی مگر سرنوشت ان یکی ها جز این بوده؟... شهادت و غربت و این خاندان ،سه یار دیرینه اند!.... همیشه نشانه ی روحانیت و تقدس را"سبز" دانسته ای و هر کجا هر امام زاده را از پرچم سبز روحانیش شناخته ای؛پس چه رازیست در"سرخی"این پرچم؟ چه می خواهد بگوید با تو؟... من نیز نمی دانم.شاید هیچ کسی هم نداند.تنها شنیده ام که قبایل عرب چون به ماههای حرام می رسیدند،جنگ را متوقف کرده و برای اعلام انکه این ارامش از سازش نیست و جون این ماه حرام بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت،پرچمی سرخ بر قبه ی خیمه ی فرمانده ی قبیله زده ،تا دوستان و دشمنان وهمه بدانند که "جنگ پایان نیافته است." جز این چه می تواند باشد!... کیست که نداند این ارامش کاذب حاکم بر"کربلا"حکایت از حقیقت طوفانی جهان گیر خواهد داشت. اری،این ارامش از سازش نیست.جهان در انتظار حسینی دیگر نشسته تا به پا خیزدوبعد از سالهای خاموش حرامی که به حرمت اسمان و زمین گذشت،نبرد با کفر را یکسر کند. ایا گمان ناحقان بر این است که پیروز میدانندو حق طلبان را در سکوت نشانده اند؟! هرگز چنین نبوده است"بگذار این سالهای حرام بگذرد!..." این الطالب بدم المقتول بکربلا اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 8:34 توسط نی لبک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است |
|
RSS
|