![]() |
![]() |
|
| اللهم عجل لولیک الفرج وجعلنی من خیر اعوانه ی و انصاره ی و اتباعه ی وشیعته و المستشهدین بین یدیه |
|
مرگ؟؟؟!!!!.....
مرگ؟؟؟!!!!.....
می دونین مرگ چیه؟؟؟؟؟؟؟........ می دونین مردن چه جوریه؟؟؟؟؟؟؟؟........... تا حالا شده مرگ رو تجربه کنین؟؟؟؟؟؟؟............ چه جوری باید از خدا شهادت خواست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟............ چه جوری میشه قبل مردن،ادم شهید بشه؟؟؟؟؟؟؟............ یا حداقل یه مردن قشنگ که اون دوست داشته باشه!!!!!!!!!........... یکی هست جواب منو بده..........
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 1:25 توسط نی لبک |
|
|
دنیا دیگربرای ماندن نیست، باید رفت...چون: خانه٬ خانه ی الفت های دنیایی است ؛کوچه، کوچه ی تعلقات است ؛ وشهر، محبط عادات... می گفت: ای شهید، ای انکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود برنشسته ای،دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش... و به ارزویش رسید، ای شقایق های اتش گرفته دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد،آیا آن روزنیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟...
و این نوای بلبلان است که سرود شهادت او را فریاد می زنند... مرتضی قدم آخر را محکم تر از همیشه برداشت... پایش را روی مین والمری گذاشت... ضامن رها شد... دشت صدای انفجار را شنید... سید مرتضی بر زمین افتاد... یک لحظه آسمان را نگاه کرد... لبهایش را به داخل کشید و با زبان خیسشان کرد و... چشم هایش را بست...
پایش قطع شده... از زانو... فقط به پوست بند شده... بدنش... ... امیدی به زنده ماندنش نیست؟... آوینی٬ روایتگر فتح... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 1:54 توسط نی لبک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است |
|
RSS
|