![]() |
![]() |
|
| اللهم عجل لولیک الفرج وجعلنی من خیر اعوانه ی و انصاره ی و اتباعه ی وشیعته و المستشهدین بین یدیه |
|
اجرک الله یا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
روز عاشورا و روز قحط اب روز درد و غصه ی بی بی رباب مرگ هر لحظه مرا میزد صدا گاه غرق گریه گاهی در دعا کاش روحم سوی حق پر میگرفت هی سراغ از وصل دلبر میگرفت باز گفتم کیست غم خواری کند؟ هست یک تن تا مرا یاری کند؟ ناگهان از خیمه های پر زنور شیرخواری کرد اعلام حضور داشت تازه مثل غنچه میشکفت گریه کرد و اینچنین حرفش بگفت در حرم با گریه اش غوغا نمود دست و پازد بند پایش را گشود خلق را از نیتش اگاه کرد جان خود را نذر ثار الله کرد با لبی تشنه و لیکن حیدری زد به هم با قدرت خود لشکری با نوای گریه عشقش ساز کرد مثل بابایش حسین اعجاز کرد روی نمودم جانب اهریمنان دست بردم رو به سوی اسمان با همه خیره سران بی خبر گفتم این جمله من از سوز جگر دشمنان اری ثمر اورده ام محسنم را پشت در اورده ام کینه تان اری ز بغض حیدر است تیرتیز در کمان میخ در است کرد دشمن بین حرفم هلهله وای از تیر و کمان حرمله دست برد ای کاش دستش میشکست در کمانش تیر زهر الود بست این گلو کی طاقت شمشیر داشت بوسه هم بر این گلو جا میگذاشت حنجر طفل مرا تیرش درید گوش تا گوش علی ام را برید ان سر کوچک به مویی بند بود پاسخ تیر عدو لبخند بود این دل زخمی من شرمنده است کشت من را خون لب با خنده اش غنچه بود و روی دست من شکفت مهربانم رفت و یک بابا نگفت
اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب(سلام الله علیها)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 0:49 توسط نی لبک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است |
|
RSS
|